مهرادمهراد، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره
مهبدمهبد، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره

مادرانه

سیزده‌ماهگیت‌مبارک‌مهبدم

سلام‌نفس‌مامانی چه‌زودگذشت‌این‌سیزده‌ماه،خداروشکرکه‌توهستی،توزیباترین‌هدیه‌خدایی،امیدوارم‌لایق‌مادریت‌باشم‌فرشته نازم،سیزده‌ماهگیت‌مبارک‌پسرخوبم،دوست‌دارم‌‌،تو‌وداداشی‌قلب‌مامانید‌که‌بیرون‌ازبدنش‌میتپه،مراقب‌خودتون باشیدتامن‌زنده‌بمونم،تابتونم‌شاهدبزرگی‌وموفقیتهاتون‌باشم،به‌امیدخودش.
12 ارديبهشت 1394

مبارک‌باشه‌مهبدم

الهی‌فدای‌اون‌قدمای‌کوچولوت‌بشه‌مامانی،مبارکه‌عزیزم،امروزدومین‌روزیه‌که‌خودت‌‌بدون‌کمک‌راه‌میری،اینقدر بامزه‌قرمیدی‌وراه‌میری‌که‌همه‌واست‌ضعف‌میکنن،نازنینم‌،سنجاب‌کوچولوی‌مامان‌عاشقتم‌به‌‌مرز‌بینهایت،دوست دارم‌بنرم،اون‌صورت‌ماهت‌مثل‌سنجاب‌میمونه،قربونت‌برم‌که‌کم‌واست‌مادری‌کردم،مهرادتمام‌وقت‌منوگرفته،نمیدونی چقدرازاینکه‌دیگه‌نمیتونم‌بهت‌شیربدم،غصه‌میخورم،شبی‌یه‌بارفقط‌شیردارم...
9 ارديبهشت 1394

پسرای‌عزیزم

تنهابهانه‌من‌برای‌بودن‌فقط‌شمادوتائین،دلم‌میخوادمادرخوبی‌براتون‌باشم،خدایا‌بچه‌هام‌اینده‌موفق‌وارومی داشته‌باشن،همراه‌باتن‌سالم‌ودل‌خوش،تمام‌خواسته‌من‌تواین‌دنیا‌همینه،میدونم‌روزایی‌که‌میگذرونین،اینده‌ شمارومیسازن،تاوقتی‌که‌خودمون‌سه‌تاییم‌همه‌چی‌ارومه،همه‌چی‌خوبه،شماهم‌ارومید،اما...دلم‌میلرزه بانگاه‌های‌کنجکاومهراد‌که‌داره‌الگوبرداری‌میکنه،خدایا‌بهم‌صبربده،قدرت‌تعقل،تابتونم‌اینده‌خوبی‌ولحظ...
8 ارديبهشت 1394

بوس‌توت‌فرنگی

سلام‌فرشته‌های‌نازم واااای‌که‌چقدرامروزچلوندمتون،به‌مهرادمیگم‌یه‌بوس‌توت‌فرنگی‌بده،اونم‌لباشومیذاره‌رولبامو‌میبوسه،اخ‌که‌‌چقدر خوشمزست،مهبدی‌وروجکم‌که‌بوس‌دادن‌یادگرفته،وای‌خداچقدرخوشمزن‌این‌نی‌نیا،فردابایدبریم‌چکاب،واکسن‌مهبد که‌دوازدهم‌بایدمیزدم‌ویادم‌رفته‌بود،دیروز‌زدم،مهرادم‌که‌همچنان‌درگیر‌ماساژو....ایناییم،چقدرتلگرافی‌‌نوشتم، پسرای‌نازم:خیلی‌دوستون‌دارم‌وعاشقتونم‌،بوووووووووس‌توت‌فرنگی. ...
3 ارديبهشت 1394

روزهای‌سخت‌مادری

خدایا گاهی‌دلم‌میخواد‌تمام‌باری‌که‌رو‌دوشمه‌بزارم‌زمین‌وفقط‌‌بشینم‌ونگاه‌کنم،هرچی‌صبوری‌بیشتر‌میشه،مشکلات‌سخت‌تر میشه،هرچی‌انعطاف‌بیشترمیشه،طوفان‌وحشی‌زندگی‌بیشترخمت‌میکنه،دلم‌میخوادبشگنم،فروبریزم،ازهم‌بپاشم دیگه‌طاقت‌یه‌دردتازه‌ندارم،اگه‌قراره‌دردوسختی‌باشه،خودم‌هستم،توروبه‌تمام‌‌خداییت‌قسم،‌دست‌شفاتوازسرمهرادم کم‌نکن،دیگه‌بسه‌واسه‌یه‌بچه‌دوساله‌این‌همه‌مریضی،هرروز‌استرس‌وغم&zw...
31 فروردين 1394

تغییرات‌مهراد

مهرادم چندوقته‌که‌خیلی‌تغییرکردی،پرخاشگرشدی،دائم‌مهبدواذیت‌میکنی‌وگریشودرمیاری،دیگه‌نمیدونم‌بایدچکارکنم مهبدکوچولوخیلی‌خوش‌اخلاقه،دائم‌میادکنارت‌تاباهاش‌بازی‌کنی،اماتوگازش‌میگیری،دنبال‌یه‌مشاورکودک میگردم‌تاراهنماییم‌کنه،تقریبا‌غیرقابل‌کنترل‌شدی،مخصوصاتومهمونیا،عزیزم‌میدونم‌این‌دوران‌زودگذره،اما دوست‌ندارم‌به‌عنوان‌یه‌بچه‌قلدر‌شناخته‌شی‌،ازهمه‌مهمترمهبد‌خیلی‌اذیت‌میشه،امیدوارم‌زودترایندوران‌بگذره تربیت‌بچه‌یکی‌ازسخت...
22 فروردين 1394

سیزده‌به‌در

پسرای‌مامان امروزحسابی‌بهمون‌خوش‌گذشت‌رفتیم‌پیک‌نیک‌وشماهم‌کلی‌کیف‌کردین‌‌جمعیتمون‌زیادبود‌کلی‌هم‌بچه‌بود اماشماازهمه‌نی‌نی‌تربودین،حسابی‌صورتتون‌سوخته‌لپاتون‌قرمز‌شده‌وبامزه‌‌شدین،شام‌هم‌رفتیم‌خونه اقاجون‌خیییییلی‌مهمون‌داشتن‌تولدمریم‌بودوخوش‌گذشت،مهبدفکرمیکردامشبم‌‌تولداونه،واسه‌همین کلی‌نازمیکردوازدستش‌مردیم‌ازخنده،پسرای‌عزیزم‌باوجودنازنین‌شماهرلحظه‌‌برامون‌‌مثل‌بهشته،دوستون ...
14 فروردين 1394

بدون‌عنوان

پسرای‌عزیزم دیروزیه‌سری‌ازوسایل‌نوزادیتونو‌بخشیدم‌به‌خانمی‌که‌همین‌روزادخترکوچولوش‌به‌دنیامیاد،هرچندخیلی‌برام عزیزبودن‌وبهترین‌خاطرات‌زندگیم‌باهاشون‌رقم‌خورد،امادلم‌خواست‌خنده‌رولبایه‌یه‌مامان‌منتظربشینه مهرادم‌اولین‌بارتوروبا‌قنداق‌فرنگی‌که‌باهزارعشق‌خریده‌بودیم‌اوردیم‌خونه،اینقدرکوچولوبودی‌که‌توش‌گم‌ میشدی،دیشب‌بادیدنش‌کلی‌خاطره‌برام‌زنده‌شد،یاروتشکی‌که‌روش‌میخوابوندمت،یا‌اون‌کریر‌...
12 فروردين 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مادرانه می باشد